AI-саммари
This Telegram channel shares content from Sarina Ez, with links to related photo, music, and note channels.
для кого: This channel is for individuals interested in following Sarina Ez's creative work and accessing related media.
графики · динамика
📨 Последние посты
12 всегоوطنم بوی غربت میده...
یعنی میشه بشه؟
باز دوباره صبح شد؛ اما من هنوز حوصلهی هیچ چیزی رو ندارم؛ و باز شروع تمسخرهای بیپایان؛ تا کی ادامه دارد؟ بینهایت؟ --------- خشابش را پر از ظلم میکند؛ با قدم بعدی شرافت را زیر پاهایش گذاشته و محکمتر میدُوید، رو به راه فرار از انسانیت. گلوله را با خشم رو به صورتش میکوبد. دخترک را میگویم؛ که وجودش پر از زخم است. اما آیا این زخمها التیام خواهند بخشید؟ میچکد. به تلخی میچکد؛ مایعی سرخ رنگ با…
من به تنهایی معتاد بودم اگر هرروز کمی با خودم خَلوت نمیکردم مثل این بود که ضعیفتر میشدم، چیزی نبود که به آن افتخار کنم اما وابستهاَش شده بودم، تاریکیِ داخل اتاق، برایم مثل نورِ آفتاب بود. -چارلز بوکوفسکی
سلام بگایی 🙋🏼♀
نیاز داشت. او نیاز داشت؛ به نفس کشیدن. به دست رو هم گذاشتن. او نیاز داشت به ترس به بودنهای بیبهانه او در مردابِ رویاگوناش زندگی را تقلا میکرد او نیاز داشت به زیستن نیاز داشت که وجود داشته باشد پس دستش را دراز کرد نمیدانست به چه امیدی فقط میخواست که قدمی بردارد او یادش رفته بود که در مرداب است لجن نزول تعفن انزجار نفرت غم فریادی که دهان ندارد چشمانی که سو ندارد آسمانی که رنگ ندارد پاییزی که…
مود:
در نقطه ای از خلا معلق بود . افکارش گسترده تر از آن بود که متمرکز شود او گم شده بود در ادامه یا توقف؛ در تصمیمی عجولانه غرق شده بود و در انتظار نجات بود، اما آیا اینبار نجاتی درکار بود؟ یا فقط سیاهی و غم. غباری آغشته به نفرت در ریه هایش در حرکت بود و نفس هایش را به شمارش انداخته بود اما غبار تا زمانی که ریه هایش از آبی که در آن درحال غرق شدن بود پر نشده بود تداعی خاطراتی بود که قصد رها کردنشان را…
دستم را گرفت و بر روی گلویش فشرد. گفتم چیکار میکنی؟ گفت بِکَن! گفتم چیو؟ گفت چنگ بزن، خفهام کرده است! نه پایین میرود و نه بالا میآید. این وسط که گیر میکند، دست و پای آدم را میبندد. نه توان ادامه میگذارد و نه نوای رفتن! برزخ! نه پولداری و نه فقیر! نه دانایی و نه نادان! پارهاش کن تا نجاتم بدهی! تا بتوانم تکلیفم را با خود مشخص کنم. تا زندگانیام را به دست بگیرم، نه به سُخره! دستانم را از گلو…
بوسههای خونین بر روی چشمانی سرد. چه رنگی بودند؟ آبی؟ نمیدانم! شاید هم بنفش! لبهایم داغ بود. گفتم چشمانت را ببند! بوسیدمش، مژههای بلند و فِرَش را حس کردم. گفت فشارت افتاده؟ گفتم چطور؟! گفت آخر سرمای لبانت اشک چشمانم را خشک کرد! 1401/6/23 23:22
دیشب موقع خواب و بیداری، ی چیزایی توی ذهنم اومد ی سری کلمات خفن که قابل توصیف نیستن، نتونستم پاشم دفترمو بردارم بنویسم، چون فک کنم خواب بودم! و الانم یادم نمیادشون! عجب بدبختی ای داریما 💔
خونی که روی صورتش نقش بسته بود بازتاب پرتو های نفرت آغشته به آزادی امیالش بود. لذت ذره ذره جذب پوستش میشد و در رگ هایش قهقهه میزد. او دیوار ذلت را با خون به ریزش وادار کرده بود و برای چشیدن شکار جدیدش لحظه شماری میکرد.
описание канала
"کارم داشتین تو آسمونا دنبالم بگردین" عکس: t.me/sarinaez2 موزیک: t.me/sarinaez3 t.me/sarinaez4 :نوت
о канале
похожие каналы/art
V3V Ventures lounge
V3V Ventures lounge shares personal insights on venture capital, cryptocurrency, and a high-speed lifestyle.
GPT | ChatGPT | Midjourney — GPTMain News
This channel provides news and updates on AI technologies, including GPT, ChatGPT, and Midjourney.
рост бесконечным не будет
A personal diary sharing reflections and experiences.
Standoff 2
Official channel for Standoff 2, featuring updates, support, store links, merchandise, and artwork.
Клуб Романтики — Мои Истории
This Telegram channel, Клуб Романтики — Мои Истории, features romantic stories and is registered with the Russian media regulator.
POKRAS LAMPAS ®
A channel by Pokras Lampas exploring physical and digital art, creative experiments, and a modern perspective on calligraphy.
